تبليغاتX
رواج

رواج
نیک شهری با همه کس بی ریاست 
قالب وبلاگ
در فضاهای مربوط به شهرداری نیکشهر ***دارد بوی بهبود به مشام می رسد!***


آیا شما هم به جمله ی بالا اعتقاد دارید؟

_ حصار فلزی دور فلکه ی جوانکان برداشته شد.

_ در ورودی و خروجی ها و بعضا در فلکه ها پرچمهایی نصب گردید.

_ حاشیه پل فلزی خروجی ایرانشهر مسطح گردید.

_ خیابان حاشیه شهر که از پشت منطقه ی انتظامی عبور می کند فعلا به صورت خاکی کار شده است.

_ زمین ورزشی حاشیه خیابان امام علی(ع) دارد به روزهای بهر برداری نزدیک می شود.

_ خیابان اصلی شهر خط کشی راهنمایی رانندگی است.

و چندین کار ریز دیگر از این قبیل  که ما سالیان سال آرزویشان را داشتیم ...


آیا شهردار جدید تا پایان همینطور و به همین ترتیب عمل خواهد کرد و در آینده ما شاهد نیکشهری زیبا خواهیم بود؟

بنده به نوبه ی خود به آقای ابراهیم بلوچ خسته نباشید می گم و اوضاع را امیدوار کننده می بینم.

نظر شما چیست؟

[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 8:9 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
مدیریت به چه معناست؟

مدیر کیست؟

آیا هر کسی می تواند مدیر باشد؟

راز موفقیت در مدیریت چیست؟

و سؤالاتی دیگر از این قبیل...؟

شاید اگر در پی یافتن جواب برای سؤالات فوق باشیم به پاسخ های خرد و کلان متعددی برسیم امابحث اصلی اینجاست آیا می توانیم در نیکشهر اشخاصی را پیدا کنیم که لیاقت کلمه ی "مدیر" را داشته باشند؟

 یک نصیحت برادرانه به تو مدیر:

خدا وقتی بخواد بده نمیپرسه تو کی هستی اما وقتی بده قد داده اش ازت انتظار داره...!

ما از قدیمی ها شنیدیم:

خرج که از کیسه ی مهمان بود                  حاتم طایی شدن آسان بود.

                       

                                                              با آرزوی سربلندی و موفقیت برای یدک کشنده های نام مدیر




[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 0:46 قبل از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
سال وفال ومال و حال واصل ونسل وتخت وبخت

بادت    اندر    شهریاری    برقرار    و    بردوام

سال خرم ،  فال نیکو ،  مال وافر ،   حال خوش

اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام

                                                                             (حافظ)

                                           

                                  هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز

[ جمعه 4 فروردین1391 ] [ 10:36 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ایم که جایگاه جوانان در نیک شهر کجاست؟

خوشبختانه نیک شهر جوانانی بیدار و در خور دارد که به تدریج دارند توانایی های خود را اثبات می کنند.

وقتی به دانشگاه آزاد اسلامی شهر سری میزنیم اساتید جوانی مانند آقای ... و خانم ... می بینیم که این موهم بسیار امیدوار کننده است و همچنین دانشگاه پیام نور  نیز از این قاعده مستثنی نیست که ریس جوان و زحمتکشی با استادهایی کم سن وسال دارد. اداره ی آموزش و پرورش در هر کدام از اتاق های سمت های مختلف یک نیروی جوان دارد که این جوانگرایی ها اتفاقی خوشایند بیش نیست اما بد نیست این دوستان جوان به جای اینکه به موقعیت خود ببالند در پی کسب تجربه از همکاران مجرب نیز باشند.

                                               با آرزوی سرفرازی و موفقیت برای همه ی جوانان

[ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ 11:23 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]

بهترین و مفرح ترین و یا به عبارتی تنهاترین سرگرمی جوانان نیکشهر فوتبال است که همواره در این رشته در استان حرفهای زیادی برای گفتن داشته اند و دارند و در آینده ...

رفته رفته انجام این فعالیت ورزشی حتی برای تفریح هم دارد برای آنها هزینه بر می شود و متأسفانه هیچ کسی به فکر نیست و نیست...
ورزشگاه فوتبالی شهرستان که امیدوایم تا پیر نشده ایم به بهره برداری برسد و از سویی همه ی زمینهای خاکی  کم کم دارند جای خود را به منازل مسکونی می دهند و همچنین سالن فوتسال تربیت بدنی که نوبت هر یک و نیم ساعت استفاده از آن به مبلغ 150000 ریال رسیده است.
آیا جوانانی که علاقه به بازی کردن در سالن فوتسال تربیت بدنی را دارند آهی در بساطشان یافت میشود که بتوان با ناله سودایش کرد؟
ـ شاید یارانه هایی که به آنها پرداخت می شود بهترین گزینه برای تأمین هزینه استفاده از سالن فوتسال هستند.
آنها به جای اینکه دم غروب با دوستان ناباب بگردند و مبتلا به مرض خانمان سوز اعتیاد شوند بهتر است یا اینکه به راحتی در معرض ورزش قرار بگیرند و به ورزش بپردازند تا سالم تر و شاداب تر بشوند؟

 چه کسی مقصر است ؟
ـ جوانان بیکار و نهایتأ بی پول؟
ـ مسؤلین و دست اندرکاران؟
و یا
ـ بودجه های تخصیص یافته ناکافی از مراجع بالا؟
تکلیف این همه جوان بی انگیزه که روزگاری در اوج انگیزه قرار داشتند و شمارشان روز به روز افزوده می گردد چیست؟
آیا به همین راحتی باید اجازه بدهیم آنها از روی عقده به اعتیادهای غلط و همنشینی با بدان بدخو به سوی گمراهی و تباهی کشیده شوند؟

[ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ 7:37 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
موسی بلوچ دو نی نواز، معروف به موسی دونلی ، هنرمند اسم و رسم دار بلوچ و نیکشهری ساکن روستای ملوران برای همیشه دار فانی را وداع گفت و نیکشهر یک سرمایه هنری اهل موسیقی سنتی بزرگ را از دست داد.

در یکی از مطلب های قبل از مظلوم بودن هنرمندان نیکشهری گفته بودم که اینک بر همگان  ثابت شد.

در حیرتم از مرام این مردم پست         این طایفه ی زنده کش مرده پرست

تا هست به ذلت بکشندش زجفا        تا مرد  به  عزت ببرندش  سر دست

 هنرمندانی نظیر موسی دونلی برای هر شهر و طایفه و قوم  غنیمت می باشند و متأسفانه ما بلد نیستیم چگونه و چطور با غنایم خود برخورد کنیم و به همین راحتی آنها را از دست  می دهیم. هنوز چند روز بیشتر از این ماجرا نگذشته اما من دلم بدجور برای موسی و اجرا کردنش تنگ شده است.

موسی یک هنرمند بین المللی و با سابقه ودر عین حال جوان بود که مرگ او خیلی ها را شوکه و دلهای  بخصوص جامعه ی هنری را داغدار کرد.

                                                     روحش شاد و یادش گرامی


[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 10:25 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
بنزین بعد از آب حیاتی ترین مایع روی کره خاکی است.

یادمونه تا همین سه سال پیش کرایه تاکسی در نیکشهر از بازار تا پیر بیشک 50تومان بود و هم اکنون به 10برابر رسیده  و 500 تومان شده است و همین امر باعث گردیده بعضی از دوستان کارمند از اداره ای که مشغول به کار هستند پاس بگیرند تا دانش آموزان خانواده هایشان را به منزل و یا مدرسه برسانند و از همان طرف مسافرکشی هم بکنند تا پول بنزین خود را با این روش تأمین کنند!

آیا این کار و آنهم در حین انجام یک وظیفه دیگر منصفانه هست یا خیر؟

کسانی که رانندگی شغل اول آنهاست تکلیفشان در این صورت چه خواهد بود؟

و ...


  شاید بهتر است به همین جمله بسنده کنیم و بس:

                                                          نان دهد آنکه دندان دهد.

[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 9:56 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
ما نیکشهریها چه گناهی کردیم که باید حسرت صرف یک وعده غذا همراه با یک تکه نان با کیفیت به دلمون بمونه؟

ایراد از کیه؟

زمین یا رقاص؟

برق نمی کشه یا دستگاهها دستگاه خبازی نیستن؟

نانوا نیست یا آرد کیفیت نداره؟

گمان ما این بود که یارانه ها حداقل نان ما را با برکت میکنند که این یک خیال خام بیش نبود!

تا جایی که ما یادمونه بقالی هر موقع صاحبش خواست درشو می بست و به دلخواه باز می کرد و حالا انگار این قانون نانوشته در دستور کار نانوایی ها قرار گرفته و تکلیف نیکشهریهای عزیز با شام بدون نان معلوم نیست!؟

از قدیم گفتند نان قوت لا یموت هست اما اگه داستان قوت لایموت ما اینجوری پیش بره وای به حال الباقی مایحتاج!!!

...

[ یکشنبه 4 دی1390 ] [ 9:59 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
این دفعه میخوام راجب هنرمندان نیکشهر بنویسم و شرح حال آن دسته از عزیزانی رو بگم که همه ازشون انتظار دارند صبرشون از قله ی کوه اورست هم بلند تر باشه و دوستان خودشون واسه شون حاضر نیستند تره هم خورد بکنند.

اگه قبول ندارین برین از خود برو بچه های هنرمند بپرسین و از زبان خودشون بشنوین، چه دوستان سالخورده ی گروه پیر پتر و سایر عزیزان که در گروه های نمایش و موسیقی و سایر  انجمن ها عضو هستند.

چرا همه اونایی که الگوهای هنری باقی هنردوستان نیکشهری هستند دوستان دست اندر کار هرگز به فکرشون نیستند و فقط مواقعی که میبینند یه مراسم در راه است و بوسیله اونها میشه یه صفحه از فعالیت های حاوی امتیاز و اعتبار رو پر کرد با هزار منت از اینجا و اونجا پیدا میکنن و تا کارشون راه افتاد اونوقت دیگه نخود نخود هر که رود خانه ی خود.

آیا واقعا این بی انصافی نیست؟

نیکشهر قویترین و بهترین هنرمندان استان را در بیشتر زمینه ها دارد و خیلی کم اتفاق می افتد که مراسم و یا جشنی در استان سیستان و بلوچستان برپا شود و هنرمندان نیکشهری سهمی در آن نداشته باشند.

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند          طبیبان  جملگی مخلوق را رنجور  میخواهند

مرده شویان   راضی اند   به   مردن    مردم            بنازم مطربان مخلوق را مسرور می خواهند


[ پنجشنبه 17 آذر1390 ] [ 11:6 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
بدون شک نیکشهر محروم ترین شهرستان کشور عزیزمان است و قبول داریم شرایط خاص خود را دارد و آنطورها هم نیست که به این زودی نقص ها و عیب های بزرگ آن برطرف شوند و ما هم به آرزوی به ظاهر محال خود دست یابیم.

بنده می خواهم مهمترین سوالاتی که خواسته های نیکشهری های بزرگوار هستند را ذکر کنم و از شما دوستان انتظار دارم نظرهای خود را راجب این سوالات  تشریح کنید.

۱- فرماندار ما کی معرفی می شود؟

۲- کرسی شهرداری ما کی به شخصی در خور این سمت تحویل می گردد؟

۳ - کار ساختمان های دانشگاه های ما تا چند سال دیگر به اتمام خواهد رسید؟

۴- پروژه ساختمان بیمارستان کی به پایان می رسد؟

۵- استادیوم ورزشی ما کی به مرحله بهره برداری رسانده می شود؟

۶- تا چند مدت دیگر باید منتظر استفاده از پل ارتباطی جاده نیکشهر - چابهار باشیم؟

و چندین سوال دیگر که سر آمد آنها سوالات فوق هستند.

نظر شما چیست؟

پیش بینی می کنید مسایل بالا تا چند وقت دیگر به تحقق خواهند پیوست؟

 

[ شنبه 30 مهر1390 ] [ 10:14 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
تاسيس دانشگاه آزاد اسلامي واحد نيكشهر يكي از خوش يمن ترين اتفاقات در اين منطقه به شمار مي رود. اولين ورودي هاي اين دانشگاه با خوش شانسي بزرگي روبرو شدند و به محض فارغ التحصيلي كه تعدادشان به هشتصد نفر مي رسيد با استقبال گرم و آغوش باز اداره ي آموزش و پرورش كه نيروهاي متععدي را جذب كرد مواجه گرديدند و اين موهم در نوع خودش كمتر در تاريخ شهرهاي كوچكي نظير نيكشهر به وقوع خواهد پيوست.

دانشگاه آزاد اسلامي نيكشهر يكي از مظلوم ترين دانشگاههاي ايران است و اين واقعيت بر كسي پوشيده نيست اما با همين اوضاع تاكنون  افتخار فارغ التحصيلي هزارو چهارصد دانشجو را طی قدمت کوتاهش دارد. متاسفانه مردم عزيز نيكشهر كه در مهمان نوازي و ميار جلي زبانزد خاص و عام هستند توجه درخوري به اين دانشگاه كه فعلا مهمان و ميار آنهاست ندارند و حتي در پاره اي مواقع آن را با دانشگاه پيام نور مقايسه ميكنند كه يك دانشگاه دولتي است و تعداد دانشجويان به مراتب كمتري را دارد كه  در جوابشان گفته باشم از آقاي محمد كريم ريسي مدير دلسوز و جوان دانشگاه پيام نور كه زحمت هاي بي شماري براي دانشجويان دانشگاه مربوطه اش مي كشد بايد قدر داني كرد اما دانشگاه آزاد ما دارد دوران سختي را سپري مي كند.از يك طرف پروژه ساختمانش كه در در حال آماده سازي قرار دارد و از يك طرف انتظارات سر به فلك كشيده ي دانشجويان محترم كه بي حد و مرز هستند كه راجب اين موضوع سكوت بهترين كاراست.

مردم بزرگوار نيكشهر جسارتا  از قديم  يك ضرب المثل داريم كه مي گويد : زمستون با سرماش ميره ولي روسياهي به زغال مي مونه پس بياييد كم لطف نباشيم.

حداقل كاري كه از ما بر مي آيد اين است كه حامي دانشگاه شهرمان باشيم و براي پيشبرد علم و دانش برادران و خواهران و فرزندان علي الخصوص نيكشهريمان كه در حال تحصيل هستند و در آينده محصل خواهند بود كوتاهي نكرده باشيم .

[ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
ویکی لیکس و حالا دیگه ویکی فیکس نیکشهر !!!

نمیدونم این ویکی ها کی هستند و چه اهدافی را دنبال میکنند.بنده ویکی لیکس را نمی شناسم ولی جادارد از ایشان بابت فعالیتها و نيت شفافش تشکر شود و یک دست مریزاد نيز به سایر دوستان نظیر رستم کریمی عزیز و ... که برای پیشرفت فرهنگ نیکشهر می کوشند بدهکاريم . اما برای من نقطه جالب اين است که ویکی فیکس بزرگوار تازه وارد گود شده دارد بیش از اندازه اصرار میکند تا در لیست دوستان من لینک شود . من نه به سیاست علاقه دارم ونه دوست دارم راجب سیاسیون اظهار نظر کنم چون نه آگاهی از آن دارم ونه دل به افراد سیاسی می بندم و احتمال میدهم رفاقت نزدیکی که با آقای محمد انور بجارزهی حامي برنامه های دیروز هنریم که کاندیدای راه یابی به کرسی نمایندگی مجلس امروز است باعث ایجاد این اصرار ویکی فیکس بوده باشد وتعداد نظراتی که به وی داده ام اما استدعا دارم اینجانب را با جناب یا سر کار ویکی قاطی ننمایید و اگر برایش تبلیغ میکنم دلیل آن پافشاری است که می ورزد.

ریاض بلوچی فقط برای هنر و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی ساخته شده است و هیچ میلی به مشارکت وحضور در برنامه ها و جلسات سیاسی ندارد. نه دوست دارد به کسی توهین کند و نه از شخص خاصی تمجید و تکریم بیجا می کند.

[ چهارشنبه 16 شهریور1390 ] [ 2:8 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]


اونجوري كه از معني نيكشهر پيداست آدم هوس ميكنه يكبار هم كه شده اين شهرو ببينه و هرچي به مردم اين شهر نزديك بشه  اين اسمو واسه اين مردم با صفا وخونگرم با غريبه ها مناسب ميبينه و واسه كسي كه اونو واسه اين شهر انتخاب كرده يك درود ميفرسته.

اما آيا تا به حال اين سوال واسه ما پيش اومده كه چرا نيكشهريهاي عزيز ما اولا بلاي جون همشهريهاي خودشونن و دوما  رفيق راه عزيزاني هستند كه از بيرون وارد اين شهر ميشن؟

منكر پاك وپسنديده بودن مورد دوم نيستم اما نظرتون راجب مورد اولا بالا چيه؟

 آيا ما از پيشرفت نزديكان و عزيزان خودمون بايد احساس خطر كنيم يا احساس غرور؟

قضاوتتون در مورد شهري که خود شهروندانش باعث بشن نه شهردار داشته باشه و نه فرماندار و تازه بعضی ها هم راجب استعفاي امام جمعه اهل سنت عزيز و دلسوز و زحمتكشش شايعه پراكني بكنن چیه؟!

جوانان كه تا بخوان بيان عرض اندامي كنن كدخداها و پا به سن گذاشته ها ميگن عرصه ي سيمرغ نه جولانگه توست اي مگس...

 از يه طرف شعار میدن: جوانان آينده داران مملكتند

 از يه ور هم ميگن:

 طوطيان در شكرستان كامراني ميكنند     وز تحسر دست بر سر ميزند مسكين مگس

بابا تا كي خود بازي؟ تا كي من بازي؟ تاكي بد بازي؟ تاكي كدخداي ده مرغابي بازي؟

چرا ما نيكشهري ها فقط ادعا داريم و اهل عمل نيستيم؟

واقعا  میاد روزی که به این نتیجه برسیم :

بابا نميشه با فكر اجاره اي تصميم درست گرفت،

تا به كي بايد تصميمات سياسيمونو با مرام بازي و بي فكري بازي دو دستي وداخل كاغذ كادو تقديم دلالاني نظير آقايان فلان وبهمان و فلان كس و... كنيم؟

خدا يه روزي از همه ي استعداد و توانايي هايي كه بهمون داده ازمون بازخواست ميكنه و تو قرآن هم گفته "لا يكلف الله نفسا الا وسعها"

 آيا ما واقعا به اندازه توانايي و وسعت خودمون برای رسیدن به تصمیمات درست فكر ميكنيم 

 و رو راست باشیم حتی برای یکبار هم که شده اهل عمل هستیم!؟

روي من به همه اونايي هست كه به ارزش انسان بودن ارج نمی نهند :

قيمت هر كاله ميداني كه چيست          قيمت خود را نداني احمقي است

باور كنيد ما ميتونيم يه شهر با صفا و با در و پيكر داشته باشيم

به اون خداي بالاي سر قسم ما ارزش داشتن يك نيكشهر بهتر از اين رو داريم

اميدوارم ما مثال اونايي نباشيم كه تو ضرب المثل ها گفتن تو دهن شتر خار خشك خرماي تره

ما بهترين استعدادها رو داريم و وارث بزرگان واسطوره هايي هستيم كه تو تاريخ گل كاشتند ، ما از نسل آريايي هايي نظير حمل و كيا و چاكر هستيم.

بياييد دست به دست هم بدهيم و براي آباداني نيكشهر عزيز خالصانه احساس مسوليت كنيم تا از اين گرد وغباري كه شهرمان را فرا گرفته رهايي بيابيم و زير سايه لطف خداي منان به آينده اي كه حق ماست برسيم.

به امید آن روز...

 

[ چهارشنبه 26 مرداد1390 ] [ 2:44 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]

بازي هاي  رده بندي و فينال و مراسم اختتاميه مسابقات فوتسال شهرستان نيكشهر تحت عنوان جام رمضان ۱۳۹۰ ديشب در تاريخ ۵/۶/۹۰ در سالن سرپوشيده ي چند منظوره شهيد صغيراء نيكشهر در مقابل ديدگان انبوهي از تماشاگر مشتاق كه كاملا سكوها را پر كرده بودند برگزار شد.

 طي آن ابتدا تيمهاي ميركي هيچان و يحيي گاز نيكشهر براي عنوان سومي وسپس مهر و آكاچوب براي كسب عنوان قهرماني به مصاف هم رفتند كه در بازي اول تيم ميركي موفق شد بانتيجه ي ۴بر۲حريف خود راشكست دهد و مقام سومي اين دوره از مسابقات را از آن خود كند و اما در مسابقه ي فينال حاضرين سالن شاهد يك بازي جذاب و ديدني بودند. ابتدا تيم مهر كه مهره هاي نامي شهرستان را در اختيار داشت با تصاحب توپ وميدان با دو گل عمر بلوچ و ابوبكر ريسي از حريف خود پيش افتاد  اما طولي نكشيد كه شوت از راه دور مدافع آكاچوب با برخورد به مدافع مهر درون دروازه جاي گرفت تا نتيجه كار ۲بر ۱ به ضرر آكاچوب در نيمه اول به اتمام برسد.

در نيمه ي دوم اين بازي كاملا شرايط فرق ميكرد دروازه ها طوري قفل شده بودند كه تا دقايق پاياني هيچ توپي به تور دروازه ها بوسه نزد و تيم آكاچوب از اين شرايط به خاطر يك گلي كه عقب بود وتحت فشار قرار داشت عصبي شد ومدافعان اين تيم به قصد درو كردن پاي بازيكنان مهر تكل هاي خشني روي پاهاي مهريها رفتند ومنجر به مصدوميت يكي از بازيكنان تيم مقابل شدند و  حريف هم  از اين شرايط بهره لازم را نبرد تا بالاخره ضرب المثل فوتبالي  تيمي كه گل نزند گل مي خورد مثل هميشه به وقوع بپيوندد و در آخرين دقايق بازي آكاچوب به گل تساوي توسط بهترين بازيكن تيمش فريدون دست يافت و دو دقيقه بعد كه اوضاع برعكس شده بود و عصبانيت به سراغ مهر رفته بود كه يك اخراجي داد و علي رقم اين مقاومت كرد تا ضربات جبار و بي رحم پنالتي قهرمان اين دوره از مسابقات را مشخص كنند و اين پايان راه يك تلاش يك ساله و رقابت يك ماه در سالن محل برگزاري بازيها بود.

 آكاچوب همه ي پنالتي ها را گل كرد و مهر فقط دو پنالتي را به تور دروازه چسباند و به اين ترتيب رقابت فوتسالي رمضانه ي نيكشهر به نفسهاي آخر خود رسيد و آكاچوب فاتح جام قهرماني و مهر نايب قهرمان وميركي سوم شدند و تيم بلوچ هيچان صاحب كاپ اخلاق گرديد.

دردناكترين نكته ي برگزاري آخرين روز رقابت ها گله و ابراز تاسف كردن بهترين بازيكن مسابقات از عدم حضور مسولين سطح شهر كه اكثر آنها اتفاقا بومي هم بودندو سهميه درصدي  ورزشي در بودجه وهزينه هاي فعاليتي اداره هايشان داشتند در جلوي فوتسال دوستان حاضر در سالن بود كه فقط چهار نفر از مديران كه جهت دلگرم كردن ورزشكاران براي مراسم اهداي جام فراخوانده شدند شركت كرده بودند و بيشتر صندلي هاي دوستان مسول كه تا سر انجام كار به طور محسوسي خالي ماندند .

 همچنين از نقاط قوت اين مراسم پرداخت مبالغ ۵۰۰۰۰۰۰ريال به تيم قهرمان و۲۵۰۰۰۰۰ريال به نايب قهرمان و۱۵۰۰۰۰۰ريال به تيم سوم به طور نقدي كه از طرف هيئت فوتبال و فوتسال بدون حمايت از ادارات و مؤسسه ها و اشخاص خاص صورت گرفت.

عهد ه دار ايجاد نظم در اين شبها نيروهاي زحمتكش نظامي كلانتري بودند كه جادارد به آنها خسته نباشد بگوييم و ريس دلسوز و مسوليت پذير فوتبال شهرستان آقاي رحيم بخش ريسي و رياست تربيت بدني نيكشهرحاج لال بخش اميري با حضور پررنگي كه مانند هميشه داشتند و بازيها و حواشي و اتفاقات را كاملا تحت كنترل گرفته بودند و ناگفته نماند كه بهترين بازيكن اين دوره عمر بلوچ  و آقاي گل ابوبكر ريسي و بهترين دروازه بانان صديق ريسي هرسه  از تيم مهر و پديده دروازه باني عرفان ريسي شانزده ساله از تيم دانشگاه آزاد اسلامي انتخاب شدند و جام رمضان ۱۳۹۰ به پايان كار خود رسيد..

[ سه شنبه 8 شهریور1390 ] [ 2:21 بعد از ظهر ] [ ریاض بلوچی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ جهت مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ساخته شده است و هیچگونه هدف دیگری ندارد و اینجانب ریاض بلوچی امیدوارم عزیزانی که گذرشان به این آدرس افتاد ترغیب و همچنین انتقاد منصفانه خود را از ما دریغ ندارند...
پرده شرم است مانع در میان ما و دوست شمع را فانوس از پروانه می سازد جدا
امکانات وب